کتابفروشیهایی که خاموش نمیشوند؛
داستان کوتاه؛
گاهی آنقدر زندگی شیرین میشود که فکر نمیکنی روزهای تلخ یا سختی هم در پیشرو داشته باشی. عشق و یک زندگی ساده، همه آن چیزی که میخواستی و به آن رسیدی.
داستان کوتاه؛
دختر یتیم چه به موی بلند ! این را با خودش گفت و بلند شد که آخرین وداعش روبروی آینه باشد.
داستان کوتاه؛
دومین سفر من به دبی، آغاز شد؛ سفری که در تلاقی خواستههای من و تقدیر، رنگی متفاوت به خود گرفت، اما این بار، بوی پنهانی از نرگسهای میدان ولیعصر همراهیام میکند.
به نظر می رسد هیچ چیز در اینجا یافت نشد!