داستان کوتاه

آخرین چاه

آگوست 2, 2026
0
88 بازدید

وقتی«یاور» از درد به خود می‌پیچید، کمی آن طرف‌تر «ایران» آشفته پی چیزی می‌گشت. کهنه لباسی را به دست دردناکش بسته بود و دیگر جانِ جابه‌جایی یاور را نداشت. یاور بی‌وقفه می‌نالید و خونابه از زخم بسترش شره می‌رفت روی تشک خیسِ بو گرفته‌اش.

داستان کوتاه؛

گوشواره‌هایم

جولای 8, 2026
0
147 بازدید

گاهی آنقدر زندگی شیرین می‌شود که فکر نمی‌کنی روز‌های تلخ یا سختی هم در پیش‌رو داشته باشی. عشق و یک زندگی ساده، همه آن چیزی که می‌خواستی و به آن رسیدی.

داستان کوتاه؛

آینه‌ی کدر

ژوئن 23, 2026
0
109 بازدید

دختر یتیم چه به موی بلند ! این را با خودش گفت و بلند شد که آخرین وداعش روبروی آینه باشد.

داستان کوتاه؛

رهایی و نرگس‌های نیمه‌پژمرده

ژوئن 22, 2026
0
136 بازدید

دومین سفر من به دبی، آغاز شد؛ سفری که در تلاقی خواسته‌های من و تقدیر، رنگی متفاوت به خود گرفت، اما این بار، بوی پنهانی از نرگس‌های میدان ولیعصر همراهی‌ام می‌کند.

عکس

چیزی یافت نشد!

به نظر می رسد هیچ چیز در اینجا یافت نشد!

اقتصادی