چرا جهان شیفته ادبیات ترمیمبخش شده است؟
داستانهایی که درمان نمیکنند؛ اما حال آدم را بهتر میکنند
احسان اسيوند در گفتگو با پایگاه خبری “حاشیه کتاب” اظهار کرد: اگر در گذشته کتابهای روانشناسی و خودیاری عمدتا بر ارائه مستقیم راهکار، توصیه، تمرین و توضیح مفاهیم متمرکز بودند، این آثار مسیر متفاوتی را انتخاب کردهاند: به جای اینکه به خواننده بگویند چگونه زندگی کند، داستان آدمهایی را روایت میکنند که خودشان در حال تلاش برای بهتر زندگی کردناند.
وی افزود: در این کتابها، اضطراب، تنهایی، فقدان، فرسودگی، شکست عاطفی، پشیمانی، بحران هویت و احساس بیمعنایی، موضوع فصلهای آموزشی و فهرست توصیهها نیستند؛ بلکه به بخشی از زندگی شخصیتها تبدیل میشوند. خواننده با شخصیتهایی مواجه میشود که درست مانند خودش ممکن است خسته باشند، چیزی را از دست داده باشند، در یک رابطه شکست خورده باشند، از مسیر زندگیشان مطمئن نباشند یا احساس کنند دیگر نمیدانند از زندگی چه میخواهند؛ بنابراین، مفاهیم روانشناختی نه در قالب «درس»، بلکه در قالب تجربه انسانی و روایت منتقل میشوند.
اسیوند گفت: به همین دلیل است که در سالهای اخیر اصطلاحهایی مانند «داستانهای ترمیمبخش» یا Healing Fiction بیش از گذشته وارد ادبیات معرفی و بازاریابی کتاب شدهاند.
وی ادامه داد: این آثار معمولاً به جای آنکه بر کشمکشهای بزرگ، پیچشهای داستانی یا قهرمانانی استثنایی تکیه کنند، به سراغ آدمهای معمولی و مسئلههای آشنای زندگی روزمره میروند. یک کافه، کتابفروشی، فروشگاه، رستوران، آشپزخانه یا حتی یک کلینیک عجیب میتواند به فضای اصلی داستان تبدیل شود؛ جایی که آدمهای مختلف وارد آن میشوند، داستان خود را تعریف میکنند و در مواجهه با دیگری، بخشی از مسئله خود را بهتر میبینند.
این فعال حوزه کتاب بیان کرد: پژوهشهای ادبی در این باره نیز بر نقش همین فضاهای روزمره، شخصیتهای یاریرسان و روایتهای خودنگرانه در شکلگیری «رمانهای ترمیمبخش» تأکید کردهاند.
وی تصریح کرد: این تغییر را میتوان تا حدی در نسبت تازهای که خواننده امروز با ادبیات برقرار کرده است نیز دید. در جهانی که زندگی روزمره با اضطراب، سرعت، فشار کاری، انزوای اجتماعی و حجم زیادی از اطلاعات همراه شده، بسیاری از خوانندگان الزاما از کتاب انتظار ندارند که مسئلهای را برایشان «حل» کند. گاهی خودِ خواندن و قرار گرفتن برای مدتی در یک جهان آرام، انسانی و همدلانه، بخشی از تجربهای است که از کتاب میخواهند؛ به همین دلیل، در این آثار آرامش، همدلی و امید گاهی به اندازه پیرنگ و شخصیتپردازی اهمیت پیدا میکنند.
وی یادآور شد: گزارشهای اخیر درباره رشد این گونه نیز نشان میدهند که خوانندگان در کشورهای مختلف، بهویژه پس از دورههای طولانی بحران و انزوا، به داستانهایی روی آوردهاند که در آنها رنج وجود دارد، اما رنج پایان همهچیز نیست و ارتباط انسانی میتواند امکان دوباره آغاز کردن را فراهم کند. نکته مهم در این میان آن است که بخش قابل توجهی از این موج جهانی، از ادبیات شرق آسیا، بهخصوص ژاپن و کره جنوبی، به زبانهای دیگر راه پیدا کرده است.
اسیوند خاطرنشان کرد: در سالهای اخیر، ترجمه و انتشار این آثار در بازارهای اروپا و آمریکای شمالی رشد چشمگیری داشته و ناشران غربی توجه بیشتری به رمانهایی پیدا کردهاند که با زبانی ساده و فضایی آرام، درباره فقدان، تنهایی، امید، روابط انسانی و امکان تغییر صحبت میکنند.
وی افزود: در ژاپن، این گرایش را میتوان در پیوند با مفهوم Iyashikei یا «ادبیات/هنر ترمیمبخش» نیز فهم کرد؛ نوعی روایت که به جای ایجاد هیجان مداوم، بر فضای آرام، لحظههای کوچک زندگی، روابط انسانی و تجربههای روزمره تمرکز میکند.
این فعال حوزه کتاب ادامه داد: این سنت ابتدا بیشتر در مانگا و انیمه شناخته شد و بعدها به ادبیات داستانی نیز راه یافت. کافهها، کتابفروشیها، رستورانها و دیگر فضاهای کوچک و آشنا در این آثار اهمیت ویژهای پیدا کردند؛ مکانهایی که در آنها شخصیتها میتوانند برای مدتی از شتاب زندگی فاصله بگیرند و با خود یا دیگری مواجه شوند. اما جذابیت این موج فقط در «آرامشبخش بودن» آن خلاصه نمیشود. آنچه ادبیات شرق آسیا را برای مخاطب جهانی جذاب کرده، تفاوت زاویه نگاه آن به زندگی و رنج است.
وی با بیان اینکه در بسیاری از این داستانها، قرار نیست تمام مشکلات به سرعت برطرف شوند یا شخصیتها به نسخهای ایدهآل از خود تبدیل شوند، گفت: فقدان، پشیمانی و شکست بخشی از زندگی باقی میمانند؛ مسئله این است که انسان چگونه میتواند با وجود آنها به زندگی ادامه دهد.
اسیوند بیان کرد: در چنین روایتی، نجات لزوماً اتفاقی بزرگ و بیرونی نیست؛ ممکن است در یک گفتوگوی کوتاه، یک وعده غذا، یک فنجان قهوه، مراقبت از یک حیوان، بازگشت به یک خاطره یا حتی چند دقیقه مکث در یک مکان امن اتفاق بیفتد. زندگی از خلال همین جزئیات کوچک دوباره قابل تحمل و معنادار میشود.
وی تصریح کرد: این ویژگی به یکی از مهمترین دلایل موفقیت جهانی این آثار تبدیل شده است. آنها در عین اینکه عمیقا ریشه در فرهنگ و سبک زندگی شرق آسیا دارند، درباره مسائلی صحبت میکنند که مرز جغرافیایی نمیشناسند: همه ما ممکن است سوگوار باشیم، احساس تنهایی کنیم، از انتخابی پشیمان باشیم، در نقطهای از زندگی نیاز به شروع دوباره داشته باشیم یا فقط به کسی نیاز داشته باشیم که برای مدتی به حرف مان گوش بدهد. او ادامه داد: موفقیت جهانی آثاری مانند مجموعه «قبل از اینکه قهوه سرد شود» نشان میدهد که همین تجربههای به ظاهر محلی و شرقی میتوانند به مضامین کاملا جهانی تبدیل شوند.
اسیوند با اشاره به اینکه این ادبیات الزاما خواننده را با یک فلسفه زندگی صریح و مکتوب مواجه نمیکند، گفت: بلکه فلسفه زندگی را در رفتار شخصیتها و جزئیات روایت نشان میدهد. پذیرش به جای انکار، توجه به لحظه اکنون به جای غرق شدن در گذشته یا آینده، اهمیت رابطه با دیگری، ارزش زندگی روزمره و پیدا کردن معنا در تجربههای کوچک، از جمله مفاهیمی هستند که در بسیاری از این آثار تکرار میشوند.
بدون نظر! اولین نفر باشید