د. یالوم در «ساعت دل» چه میگوید
به گزارش پایگاه خبری “حاشیه کتاب” این کتاب بیشتر از آنکه یک کتاب آموزشیِ معمول دربارهٔ رواندرمانی باشد، ترکیبی از خاطرات شخصی، تجربههای درمانی و تأملات فلسفی دربارهٔ زندگی، مرگ و ارتباط انسانی است.
یالوم در سالهای پایانی زندگی و فعالیت حرفهای خود، با مسائلی مانند سالمندی، ضعف حافظه، سوگ همسر و مسئلهٔ مرگ روبهروست. او در این دوره، با مراجعانی دیدار میکند که گاهی فقط یک جلسهٔ درمانی با او دارند. همین جلسهٔ کوتاه و یک ساعته، فرصتی است برای گفتوگویی عمیق، صادقانه و انسانی. عنوان «ساعت دل» به همین زمان محدود اما پربار اشاره دارد؛ ساعتی که در آن، دو انسان بدون نقشبازیکردن و پنهانکاری، با یکدیگر ارتباط برقرار میکنند.
یالوم معتقد است بسیاری از مسائل روانی در خود رابطهٔ درمانگر و مراجع آشکار میشوند. بهجای آنکه همیشه فقط دربارهٔ گذشته صحبت کنیم، باید ببینیم در همین لحظه چه احساسی داریم و چه چیزی میان ما در حال رخدادن است.
از نگاه یالوم، رواندرمانی موفق صرفاً به روشها و نظریهها وابسته نیست؛ بلکه به حضور، همدلی، صداقت و رابطهٔ انسانی بستگی دارد. درمانگر نیز انسانی آسیبپذیر است، نه فردی کاملاً بیاحساس و شکستناپذیر.
یالوم در این کتاب اشاره میکند که مرگ فقط یک پایان نیست؛ آگاهی از مرگ میتواند انسان را وادار کند که زندگیاش را جدیتر بگیرد، روابطش را ارزشمندتر بداند و انتخابهای اصیلتری داشته باشد.
کتاب نشان میدهد که حتی یک دیدار کوتاه میتواند اثری ماندگار بر زندگی انسان بگذارد. همیشه لازم نیست برای تغییر، سالها زمان داشته باشیم؛ گاهی یک گفتوگوی صمیمی و دقیق میتواند نقطهٔ عطفی ایجاد کند.
یالوم در کتاب بر اهمیت پذیرفتن محدودیتها و احساسات انسانی تأکید میکند. به نظر او، صمیمیت واقعی زمانی شکل میگیرد که انسانها بتوانند تا حدی خود واقعی و آسیبپذیرشان را نشان دهند.
یکی از بزرگترین ارزشهای این کتاب، نقش آن در انتقال تجربه است. کتاب، بهترین ابزار برای استخراج عصارهٔ زیست یک انسان و انتقال آن به نسلهای بعدی است. یالوم در این اثر، با نگاهی تیزبینانه، تلاش میکند تا تجربههای یک عمر را در قالب کلمات بیاورد؛ بهگونهای که خواننده بتواند در کمترین زمان، با سنگینی و زیباییِ تجربههایی که در طول دههها به دست آمده، روبرو شود.
سبک کتاب روایی، شخصی و ترکیبی از روانشناسی، ادبیات و فلسفه است که موضوعاتی مانند روانشناسی و رواندرمانی، معنای زندگی و اندیشیدن به مرگ و روایتهای انسانی و عمیق در آن مورد بحث قرار گرفته است.
برشی از کتاب
درمانگران، بیشترین تأثیر را زمانی خواهند داشت که خود را در مقام یک همسفر به بیماران بشناسانند؛ همسفری که خودش هم مانند آنها باید بار رنجها و دردها و تحقیرهای زندگی را بر دوش بکشد. این با رویکرد بسیاری از متخصصان حوزهٔ رواندرمانی در طول تاریخ و حتی اکنون متفاوت است. این افراد خود را در مقام کارشناسی میبینند که قرار است بیمار را درست کند؛ انگار که وضعیت بشر درستشدنی است. شاید با تکیهٔ بیش از حد بر جایگاه و اعتبارم در این تکجلسهها، ناخواسته بیش از حد به آن سمت رفته باشم.
بدون نظر! اولین نفر باشید