حاشیه کتاب | مرجع تخصصی اخبار حوزه کتاب در خوزستان
  • صفحه نخست
  • تازه های نشر
  • اخبار کتاب و کتابخانه
  • گپ و گفت
  • فیلم های اقتباسی از کتاب
  • داستان کوتاه و شعر
  • معرفی کتاب
حاشیه کتاب | مرجع تخصصی اخبار حوزه کتاب در خوزستان
  • صفحه نخست
  • تازه های نشر
  • اخبار کتاب و کتابخانه
  • گپ و گفت
  • فیلم های اقتباسی از کتاب
  • داستان کوتاه و شعر
  • معرفی کتاب
کتابی که زندگی را نه آسان که دشوار می‌کند؛

«بلندپروازی اخلاقی» منتشر شد

کتاب «بلندپروازی اخلاقی» اثر روتگر برگمن و ترجمه رضا یعقوبی در 276 صفحه توسط انتشارات کرگدن منتشر شد.
آگوست 24, 2026
چاپ
0 دیدگاه ها

به گزارش پایگاه خبری “حاشیه کتاب” این کتاب در سال ۲۰۲۴ منتشر شده و در ادامه‌ی همان نگاه خوش‌بینانه و ساختارگرایانه او به مسائل اجتماعی است. برگمن در این کتاب به این موضوع می‌پردازد که چرا بسیاری از افراد باهوش و بااستعداد، مسیر شغلی خود را بر اساس معیارهای مرسوم (مانند پول یا پرستیژ) انتخاب می‌کنند و چطور می‌توان این استعدادها را به سمت حل مشکلات بزرگ بشری و «بلندپروازی‌های اخلاقی» هدایت کرد.

او در این اثر استدلال می‌کند که ما به جای صرفاً «خوب بودن»، باید به دنبال تأثیرگذاری بیشتر و ایجاد تغییرات معنادار در جهان باشیم. به نوعی می‌توان گفت این کتاب فراخوانی برای بازنگری در مفهوم موفقیت در قرن بیست و یکم است.

کتاب «بلندپروازی اخلاقی» جدیدترین و شاید شخصی‌ترین اثر روتگر برگمن است. او در این کتاب می‌پرسد: «چرا بسیاری از ما که می‌خواهیم کار خوب انجام دهیم، در نهایت به کارهای معمولی و حتی بی‌اهمیت مشغول می‌شویم؟»

برگمن در این کتاب در خصوص تضاد بین هوش و تأثیرگذاری معتقد است یک «اتلاف استعداد عظیم» در جهان وجود دارد. او اشاره می‌کند که در دانشگاه‌های برتر دنیا، تعداد زیادی از درخشان‌ترین ذهن‌ها به سمت مشاغلی می‌روند که در واقع ارزش افزوده‌ای برای جامعه ندارند (مانند مشاغل خاص در بانکداری سرمایه‌گذاری، مشاوره مدیریت، یا حوزه‌های تبلیغاتی که تنها هدفشان افزایش سودآوری کوتاه مدت است).

نویسنده اثر در بخشی از کتاب می‌پرسد اگر ما واقعاً به اخلاق اهمیت می‌دهیم، چرا این همه استعداد به جای حل مشکلات بزرگ (مثل تغییرات اقلیمی، فقر، یا سلامت جهانی)، صرف کارهای معمولی می‌شود؟

تعریف برگمن از بلندپروازی اخلاقی، فراتر از «خوب بودن» یا «خیریه کردن» در اوقات فراغت است. او معتقد است: اخلاق نباید یک فعالیت جانبی باشد، بلکه اخلاق باید هسته‌ی اصلی «شغل» و «مسیر حرفه‌ای» شما باشد.

او در این کتاب طرفدار ایده‌هایی مثل «نوع‌دوستی مؤثر» است؛ یعنی استفاده از عقل و داده‌ها برای اینکه بفهمیم با زمان و پول خود چطور می‌توانیم «بیشترین» تأثیر مثبت را بگذاریم.

برگمن به چند مانع بزرگ اشاره می‌کند که باعث می‌شود ما «بلندپروازی اخلاقی» نداشته باشیم از جمله:

فشار همسالان: ما تمایل داریم شغلی انتخاب کنیم که دوستان و هم‌دانشگاهی‌هایمان به آن احترام می‌گذارند، حتی اگر آن شغل بی‌معنا باشد.

ترس از قضاوت: او توضیح می‌دهد که وقتی کسی تصمیم می‌گیرد مسیر متفاوتی برود (مثلاً برای تأثیرگذاری بیشتر، درآمد کمتری را انتخاب کند)، ممکن است از سوی اطرافیان به عنوان فردی «عجیب» یا «غیرواقع‌بین» قضاوت شود.

بی‌حسی ساختاری: سیستم‌های اقتصادی به گونه‌ای طراحی شده‌اند که ما را تشویق به «امنیت» و «درآمد» کنند تا «معنا».

پیام اصلی کتاب یک «فراخوان به اقدام» است. برگمن پیشنهاد می‌دهد که مفهوم موفقیت باید بازتعریف شود:

موفقیت دیگر نباید با میزان ثروت یا عنوان شغلی سنجیده شود، بلکه باید با «مقدار رنجی که از جهان کم کرده‌اید» یا «مقدار رفاهی که به جهان اضافه کرده‌اید» سنجیده شود.

برگمن در این کتاب از ترکیب تاریخ نگاری، روان‌شناسی و تحلیل‌های کاربردی استفاده می‌کند؛

 تاریخ‌نگاری: روایت داستان‌هایی از افرادی که در طول تاریخ (و حتی در زمان حال) بلندپروازی اخلاقی داشته‌اند.

روان‌شناسی: تحلیل چرا کارهای ما با ارزش‌هایمان همخوانی ندارد.

تحلیل‌های کاربردی: ارائه پیشنهادهایی برای اینکه چگونه در شغل فعلی خود تغییر ایجاد کنید یا شغل خود را تغییر دهید تا تأثیرگذارتر باشید.

این کتاب برای نسل جوان و کسانی که در آستانه انتخاب مسیر شغلی هستند، یک «تلنگر» است. برگمن در اینجا از ما می‌خواهد که «شجاعت» داشته باشیم و از «منطقِ بازار» فاصله بگیریم و به «منطق انسانیت» نزدیک شویم.

برشی از کتاب

متخصصان مغز و اعصاب به‌سختی می‌توانستند چیزی را که می‌دیدند باور کنند؛ هرگز مغزی مثل این ندیده بودند. صبح زود روز ۲۲ مه ۲۰۰۱ بود و اعضای گروه پژوهشی در آزمایشگاهی در دانشگاه ویسکانسین، به تازه‌ترین نتایج «ام‌آر‌آی» خیره شده بودند.

چه اتفاقی داشت می‌افتاد؟ فرد مورد آزمایش، سطحی از امواج گاما را نشان می‌داد که برای علم عصب‌شناسی ناشناخته بود. سمت چپ قشر پیش‌پیشانی -بخشی از مغز که با شادی مرتبط است- پر از فعالیت بود، در حالی که سمت راست -که با افکار منفی مرتبط است- تقریباً هیچ فعالیتی ثبت نمی‌کرد.

وقتی دانشمندان نتایجشان را منتشر کردند، رسانه‌ها اعلام کردند که آن‌ها شخصی را یافته‌اند که زیباترین مغز روی زمین را دارد. گزارشگری بریتانیایی نوشت: «سطح کنترل ذهن او شگفت‌انگیز است» و «امواج مثبت در مغزش فراتر از مقیاس معمول‌اند».

این مرد که بود؟ و مغزش چطور به این حالت رسیده بود؟

مردی که در دستگاه ام‌آر‌آی بود، راهبی بودایی به نام «متیو ریکارد» بود. او در پاریس بزرگ شده و از مؤسسه معتبر پاستور، دکترای ژنتیک مولکولی گرفته بود. اما ریکارد در بیست‌وشش‌سالگی، باوجود آینده علمی درخشانی که پیش رو داشت، همه‌چیز را رها کرد و به تبت رفت. آنجا، در هوای رقیق هیمالیا، زیر نظر استادان بزرگ بودایی آموزش دید.

ریکارد درنهایت بیش از ۶۰ هزار ساعت مراقبه انجام داد. سال‌ها و سال‌ها ذهنش را با اندیشه عشق و دلسوزی تغذیه کرد که اثری حیرت‌انگیز داشت. وقتی سرانجام ریکارد در آن دستگاه ام‌آر‌آی قرار گرفت، بر اساس تیتر رسانه‌های سراسر جهان، «شادترین مرد جهان» لقب گرفت.

آنچه این راهب به دست آورد، همان هدف نهایی است که میلیون‌ها نفر در زندگی‌شان به دنبال آن‌اند. ما از مانتراها، روش‌ها و ترفندهای زندگی که وعده ذهن‌آگاهی، سعادت و بهروزی بیشتر می‌دهند، سیر نمی‌شویم. به‌راحتی می‌توانید ۶۰ هزار ساعت صرف خواندن هزاران کتاب درباره هفت عادت، دوازده قانون یا «راز بزرگ» داشتن عمری طولانی و شاد کنید؛ همه به امید اینکه روزی مغزی به زیبایی مغز آن فرانسوی برجسته داشته باشید.

اما می‌توان به آقای ریکارد از زاویه‌ای دیگر هم نگاه کرد. او مردی است که ۶۰ هزار ساعت -یعنی ۷۵۰۰ روز کاری یا سی سال تمام‌وقت- را در ذهن خود سپری کرد. در این سی سال، کار چندانی برای دیگران نکرد؛ سی سال، حتی یک قدم برای بهتر کردن جهان برنداشت.

شاید شما، با فرصت محدودتان در این سیاره، رؤیای انجام دادن کاری غیر از این داشته باشید. شاید هدف اصلی‌تان شادی و خوشبختی خودتان نباشد، چه رسد به اینکه هدف نهایی زندگی‌تان باشد. شاید نخواهید در بستر مرگ حسرت بخورید که ظرفیت بیشتری در وجودتان بود؛ شاید بسیار بیشتر از این.

برچسب ها:

اخبار کتاببلندپروازی اخلاقیپایگاه خبری حاشیه کتابتازه های نشرکتابکتاب و کتابخوانینشر کرگدن

اخبار مرتبط

فراتر از یک فنجان؛ کالبدشکافی کافه‌کتاب‌ها
هاروکی موراکامی؛ از نت‌های جاز تا کلمات ماندگار
سفری از انزوا تا وحدت در «رویای قطار»
چرا کتابخانه‌ها به مراکز خرید می‌روند؟
«بلندپروازی اخلاقی» منتشر شد
“هوشلاگا” روانه بازار کتاب شد
روح اسپینوزا به روایت ملکیان
ساخت «خانه علامه حکیمی» مورد تأیید نیست

بدون نظر! اولین نفر باشید

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین سایت

فراتر از یک فنجان؛ کالبدشکافی کافه‌کتاب‌ها
هاروکی موراکامی؛ از نت‌های جاز تا کلمات ماندگار
سفری از انزوا تا وحدت در «رویای قطار»
چرا کتابخانه‌ها به مراکز خرید می‌روند؟
«بلندپروازی اخلاقی» منتشر شد
“هوشلاگا” روانه بازار کتاب شد
روح اسپینوزا به روایت ملکیان
ساخت «خانه علامه حکیمی» مورد تأیید نیست
کتابخانه‌های عمومی؛ حلقه‌ی مفقوده‌ی حفاظت از دانش بومی و توسعه پایدار
اهواز؛ نخستین پایتخت کتاب ایران، بدون مصوبه کتاب
 د. یالوم در «ساعت دل» چه می‌گوید
 چرا جهان شیفته ادبیات ترمیم‌بخش شده است؟

اخبار کتاب و کتابخوانی

 چرا جهان شیفته ادبیات ترمیم‌بخش شده است؟

روایت «فانوس» از ترویج کتاب‌خوانی داوطلبانه

اقتباس؛ از وفاداری به متن تا بازآفرینی آزاد در پرده سینما

برنامه مدونی برای آموزش روش صحیح انتخاب کتاب و ادامه سیر مطالعاتی نیاز است

تحلیل فردین کوراوند بر شعر «اثر انگشت» احمد تمیمی

حاشیه کتاب | مرجع تخصصی اخبار حوزه کتاب در خوزستان

ما در “حاشیه کتاب” برای شنیدن ایده‌های شما، پیشنهادهای اصلاحی شما و گفتگوهای تازه با شما آماده‌ایم. 

پل های ارتباطی ما

  • ارتباط با ما
  • درباره ما

مجوز ها

تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به پایگاه حاشیه کتاب است. بازنشر مطالب صرفا با اجازه کتبی مجاز است.
تهیه و تولید: دی تمز