حاشیه کتاب | مرجع تخصصی اخبار حوزه کتاب در خوزستان
  • صفحه نخست
  • تازه های نشر
  • اخبار کتاب و کتابخانه
  • گپ و گفت
  • فیلم های اقتباسی از کتاب
  • داستان کوتاه و شعر
  • معرفی کتاب
حاشیه کتاب | مرجع تخصصی اخبار حوزه کتاب در خوزستان
  • صفحه نخست
  • تازه های نشر
  • اخبار کتاب و کتابخانه
  • گپ و گفت
  • فیلم های اقتباسی از کتاب
  • داستان کوتاه و شعر
  • معرفی کتاب
قلم‌اندازی بر دو کتاب شعر آیینی؛

نقدی بر اشعار آیینی مرتضی حیدری آل‌کثیر

فردین کوراوند، شاعر، مدرس داستان‌نویسی و دبیر محافل ادبی کتابخانه‌های عمومی خوزستان در خصوص شعرهای دو کتاب مرتضی حیدری آل‌کثر یادداشتی نگاشت.
ژوئن 26, 2026
چاپ
0 دیدگاه ها

شعر آیینی در دهه‌های اخیر چهره‌های گوناگونی به خود گرفته است؛ از روایت‌های سنتی مرثیه تا بینش‌های پدیدارشناسانه و معرفتی که در قالب زبان نو تفسیر می‌شوند.

یکی از شاعران شاخص این حوزه، مرتضی حیدری آل‌کثیر است. حیدری‌ آل‌کثیر در روستای حُرّ از توابع شوش دانیال متولد شد.

وی سرودن را از نوجوانی آغاز کرد و تحصیلات خود را در رشته زبان و ادبیات فارسی تا مقطع کارشناسی‌ارشد ادامه داد.

آل‌کثیر به زبان عربی مسلط است و علاوه بر سرودن شعر عربی، به ترجمه اشعار شاعران بزرگ عرب به زبان فارسی اهتمام دارد. سرود و نوحه نیز از دیگر عرصه‌های فعالیت هنری او می‌باشد.

او از برگزیدگان جشنواره بین‌المللی شعر فجر است و مجموعه شعر او با نام «سرفه‌ی خونین تفنگی در باد» برگزیده کتاب سال دفاع مقدس شده است.

«خورشید در عبای تو پیچیده‌ست»، «اشاره»، «از نگفتن‌ها» و «دیر آمدی بهار» از دیگر آثار او است.

وی با ترکیب سوز جنوبی، بینش ادبی و تصویرسازی بدیع، توانسته گونه‌ای از شعر آیینی را پدید آورد که خواندنی است:
«پیغمبر آیینه و قرآن! حلالم کن!
بگذار این مرثیه دفتر را بیاشوبد
اشکی اگر از داغ این مرثیه حاصل شد
باران شود، صحرای محشر را بیاشوبد
دیروز خون در کربلا جوشید، بعد از این
شاید مدینه، مکه، سامرا بیاشوبد»

زبان شعری حیدری آل‌کثیر، زبانی پالوده و عاطفی است که میان گفتار روزمره و بیان قدسی پلی می‌سازد.

او از زادگاه خود «شوش»، سرزمین اسطوره و خون و عشق، رنگی حماسی و مردمی به شعرش می‌دهد و آیین را نه در شعار، بلکه در تجربه زیسته شاعرانه معنا می‌کند:
دیرآمدی! بهار، کفن پوش می‌رود
تقویم خاطرات من از هوش می‌رود
من ایستاده مرده‌ام، از این خزان بپرس
کی بار کشتگان تو از «شوش» می‌رود؟

در غزل‌های آیینی او، سادگی واژه‌ها با عمق معنا همراه می‌شود. برای نمونه، در مجموعه‌ی «خورشید در عبای تو پیچیده‌ست» از ایهام‌های لطیف، تشبیه‌های حسی و ترکیباتی بهره گرفته که یادآور دلسوزی جنوب و معرفت شیعی است. اشارات و کنایه‌ها راه را برای همراهی مخاطب جدی هموار می‌کند:

«ای نوحِ دین به دست علی داده! لا تخف!
کشتی بدون نور تو سکّان پذیر نیست
بی شک شفیع امت خویشی! که گفته است
دوزخ به دست عشق، گلستان پذیر نیست؟»

او در این آثار از تکرارهای کلیشه‌ای مرثیه می‌گریزد و با فضاهایی چون «خورشید در عبا پیچیده»، «آینه‌ی فرشتگان» و… مفاهیم قدسی را در قالبی شخصی و شاعرانه بازآفرینی می‌کند.

در منظومه فکری آل‌کثیر، مفهوم انتظار نه صرفاً رویدادی وعده داده شده، بلکه تجربه‌ای فرازمانی است از رستگاری و خویشتن‌کاوی.

شعر او در این زمینه مشحون از درکی عمیق است؛ جایی که شاعر به تأمل در نسبت خود با موعود می‌پردازد:

می آیی آن روزی که باغ از بو بیفتد
آیینه از تصویر و ماه از رو بیفتد
می آیی آن روزی که باد آن سوی باران
سکنی گزیند، رود در پستو بیفتد
چشم انتظارت ایستاده سرو، اما
از تشنگی شاید به پای جو بیفتد

شاعر با چنان یقینی به ترسیم مفهوم آخرالزمانی خود می‌پردازد که جای هیچ شبهه ای بر جا نمی‌گذارد. فردا همان مفهومی را دارد که ذهن خلاق شاعر برای ما ترسیم می‌کند. شاعر با چشم و قلمی گزینه‌گر، تعریف تازه ای به مفاهیم تکراری می‌دهد و جایگاه عناصر چون گل شببو و گل نرگس را بازتعریف می‌کند:

فردا تمام چشم ها را می‌توان شست
با خاک راهی کز تو بر این سو بیفتد
ای دل تمام بال ها را امتحان کن!
شاید یکی در ارتفاع او بیفتد
«نرگس» بچین از بین خارستان و بگذار
در باغ دنیا رونق «شب بو» بیفتد

مرتضی حیدری آل‌کثیر از نسل شاعرانی است که در دوران پس از جنگ تحمیلی، شعر دفاع مقدس را با آیین عاشورا و مفاهیم ولایی درآمیختند. در مجموعه «سرفه خونین تفنگی در باد»، این پیوند به روشنی دیده می‌شود؛ جنگ دیگر صرفاً میدان نبرد نیست، بلکه آیینی است برای شناخت انسان، ایمان و وطن.

او مقاومت را نه به‌عنوان شعار، بلکه به‌عنوان حیات معنوی روایت می‌کند؛ مشابه درون‌مایه‌های «ادبیات پایداری» که ریشه در وجدان دینی مردم دارد.

تصویرهای نمادین در اشعارش همواره حامل معناهای چندلایه‌اند. مثلاً نماد «گندم» که در شعری برای امام کاظم (ع) به کار رفته، به داستانی حدیثی اشاره دارد و استعاره‌ای از صفا و فروتنی است:

«گندم به گونه های تو ماند

گندم که گونه ای است از آتش
آتش کنار دست تو طفلی است،

 با چهره ای به گونه ی گندم.»

 چنین اشاره‌هایی نشان می‌دهد که آل‌کثیر به قرآن، حدیث و سنت روایی رجوعی معرفت‌محور دارد و این عناصر را با زبان مدرن و موسیقی واژگان درمی‌آمیزد.

اشعار آیینی مرتضی حیدری آل‌کثیر در کنار آثار شاعرانی پیشکسوتی چون یوسفعلی میرشکاک، قیصر امین پور، محمد بقالان، قاسم آهنین‌جان، بهمن ساکی و پروانه نجاتی و… از ارکان شعر آیینی معاصر خوزستان هستند.

او توانسته است شعر آیینی را از فضای تعزیه و مرثیه صرف خارج کرده و به سمت تجربه شاعرانه و اجتماعی سوق دهد. این نگاه باعث می‌شود شعر آیینی امروز، علاوه بر حس سوگواری و عشق، حامل پیام هویت و مقاومت ملی نیز باشد:

جرم دریا نیست، قایق تکیه گاهی کوچک است
مشت تور تو برای صید ماهی کوچک است
موج گاهی ساحلش را پشت سر گم می‌کند
گاهی از دریا هر آغوشی بخواهی کوچک است
آرزوهای بزرگت را به ماهی ها ببخش!
کاش را از دل بکاه، این کوه، کاهی کوچک است

شعرهای آیینی مرتضی حیدری آل‌کثیر در واقع جلوه‌ای از تلفیقِ (عاطفه، تاریخ، و معرفت الهی) هستند.

او توانسته است آیین را از صفحه‌ی مناسک مذهبی به بطن زندگی هنری و اجتماعی بکشد. شعرش مخاطب را به تأمل در ایمان فرا می‌خواند، نه صرفاً به تکرار آن. از همین رو آثار او، به‌ویژه «خورشید در عبای تو پیچیده‌ست» و «سرفه خونین تفنگی در باد»، همچون آیینه‌هایی‌اند که در آنها عشق، اعتراض، و معرفت در هم تنیده‌اند؛ آیینه‌هایی که «روی ایمان را هرگز بدون تبسم» نشان نمی‌دهند:

تصویری از تو در قلمم ریخت، مردی که در کدورت مردم
خوابانده شعله ی غضبش را، در پشت مخملین تبسّم

کافی نبود، این همه اما باید که اعتراف کنم من
از چشم خود نخواسته بودم، کامل ببیندت به تجسم

تا این که در شبی متراکم، خود را در اضطراب فشردم
رفتم به قعر ساکت تاریخ، دیدم تو را به حال تلاطم

گندم به گونه های تو ماند، گندم که گونه ای است از آتش
آتش کنار دست تو طفلی است، با چهره ای به گونه ی گندم

هر گاه می‌خوری غضبت را، اشک فرشته راه می‌افتد
آیینه ها به یاد ندارند، روی تو را بدون تبسم

دستانت از کمرکش خورشید، خود را به جنگ ابر سپردند
حتی شکنجه هم نتوانست، وادارشان کند به تفاهم

زنجیرها شمرده شمرده، با سجده ای به پات می‌افتند
من راه را درست رسیدم؟ اینجاست، راز خانه ی هفتم؟

دست مرا بگیر! که شعرم، بی تو پرنده ای است هراسان
یا می‌خورد به پنجره ای محو، یا می‌رسد به قافیه ای گم

من شهد گرم این غزلم را، از دست مهربان تو خوردم
حق با تو بود، در طلب عشق، با تشنه هاست، حق تقدم.

برچسب ها:

شاعر خوزستانشعر آیینیکتاب شعرمحرم

اخبار مرتبط

 چرا جهان شیفته ادبیات ترمیم‌بخش شده است؟
روایت «فانوس» از ترویج کتاب‌خوانی داوطلبانه
اقتباس؛ از وفاداری به متن تا بازآفرینی آزاد در پرده سینما
برنامه مدونی برای آموزش روش صحیح انتخاب کتاب و ادامه سیر مطالعاتی نیاز...
تحلیل فردین کوراوند بر شعر «اثر انگشت» احمد تمیمی
نسخه ژاپنی برای نجات پناهگاه‌های کتاب از انقراض
ابتکار تازه در چین برای پیوند کتاب و سلامت روان
شتاب در انتشار، کیفیت کتاب‌های استرالیا را تهدید می‌کند

بدون نظر! اولین نفر باشید

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین سایت

فراتر از یک فنجان؛ کالبدشکافی کافه‌کتاب‌ها
هاروکی موراکامی؛ از نت‌های جاز تا کلمات ماندگار
سفری از انزوا تا وحدت در «رویای قطار»
چرا کتابخانه‌ها به مراکز خرید می‌روند؟
«بلندپروازی اخلاقی» منتشر شد
“هوشلاگا” روانه بازار کتاب شد
روح اسپینوزا به روایت ملکیان
ساخت «خانه علامه حکیمی» مورد تأیید نیست
کتابخانه‌های عمومی؛ حلقه‌ی مفقوده‌ی حفاظت از دانش بومی و توسعه پایدار
اهواز؛ نخستین پایتخت کتاب ایران، بدون مصوبه کتاب
 د. یالوم در «ساعت دل» چه می‌گوید
 چرا جهان شیفته ادبیات ترمیم‌بخش شده است؟

اخبار کتاب و کتابخوانی

 چرا جهان شیفته ادبیات ترمیم‌بخش شده است؟

روایت «فانوس» از ترویج کتاب‌خوانی داوطلبانه

اقتباس؛ از وفاداری به متن تا بازآفرینی آزاد در پرده سینما

برنامه مدونی برای آموزش روش صحیح انتخاب کتاب و ادامه سیر مطالعاتی نیاز است

تحلیل فردین کوراوند بر شعر «اثر انگشت» احمد تمیمی

حاشیه کتاب | مرجع تخصصی اخبار حوزه کتاب در خوزستان

ما در “حاشیه کتاب” برای شنیدن ایده‌های شما، پیشنهادهای اصلاحی شما و گفتگوهای تازه با شما آماده‌ایم. 

پل های ارتباطی ما

  • ارتباط با ما
  • درباره ما

مجوز ها

تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به پایگاه حاشیه کتاب است. بازنشر مطالب صرفا با اجازه کتبی مجاز است.
تهیه و تولید: دی تمز