پرسش از قرابت شعر سهراب سپهری و بیدل دهلوی، از دهه ۶۰ تاکنون محور پژوهشهای متعددی بوده است. این نوشتار با عبور از دوگانه سادهی «تأثیرپذیری یا عدم تأثیر»، به بررسی وجوه مشترک این دو شاعر در مفاهیمی چون «حیرت» و «تجرید» میپردازد و با تکیه بر شواهد متنی و تحلیل بسامد واژگان، بیدل را چشماندازی برای فهم عمیقتر جهانبینی و تصویرسازی سپهری معرفی میکند.