نمیدانست با آن چه کند. اگر روی موبایلش زنگ میزدند پلیسها، حراست بیمارستان یا هرکس دیگری، وظیفهاش میدانست که برود و تحویلش بدهد. یک دانه گندم حرام توی خانهاش نرفته بود چه برسد به اینکه بخواهد این حجم از طلا را از یک بنده خدا بدزدد. حالا هم وجود این مال مردم، توی ماشینش حس خوبی به او نمیداد.